![]() |
|
|
فضای انتخابات این دوره نیز به نوبه خود مسائل خاص و همچنین تجربیاتی جالب دارد. به دلیل مشغله های فراوانی که دارم خیلی فرصت نوشتن ندارم؛ سعی می کنم در فرصت باقیمانده تا انتخابات، نکاتی را به صورت فهرست وار بنویسم: اول: طیف کسانی که از آقای میرحسین موسوی حمایت می کنند این شائبه را ایجاد می کند که اگر ایشان رای بیاورد، اوضاع به دوران قبل بازگردد. به عنوان مثال، آقای بیژن زنگنه در دولت های متوالی، وزارت جهاد سازندگی، وزارت نیرو و وزارت نفت را تجربه کرده است. (و این یعنی تخصص گرایی!) در دوران ریاست جمهوری آقایان هاشمی رفسنجانی و خاتمی، سمتها و پستهای مختلف بین افراد دائما رد و بدل می شد و افراد توانا و نخبه به سختی می توانستند در این حلقه ی معدود و مافیایی که ایجاد شده بود وارد شوند. مردم اگر چه در دوم خرداد 76 می خواستند به تغییر وضع موجود رای دهند، نادانسته وضع موجود را تثبیت کردند چرا که کارگزاران و حامیان هاشمی، در کابینه خاتمی به کار خود ادامه دادند. علت بسیاری از دشمنی ها علیه احمدی نژاد هم کنار زدن همین حلقه معدود مدیران سابق است. چرا که می دانند با ادامه کار دولت کنونی احتمال دارد برای همیشه از گردونه قدرت و منافع مادی و سیاسی لذیذ آن محروم شوند. دوم: برخی اهل فرهنگ و روشنفکران هم از وضعیت کنونی اظهار ناخرسندی می کنند. (بیانیه یکی از روشنفکران را از اینجا بخوانید.) نویسنده محترم یاد شده در بیانیه خود، علت حمایت از کاندیدای مورد نظر خود را این موضوع بیان کرده است که « در سالیان اخیر، بی اخلاقی در کشور بیداد می کند.» چند پرسش در اینجا مطرح می شود: چرا این نویسنده گرامی آن هنگامی که برخی اهل سیاست دوم خرداد در رسانه هایی که زیر نظر دوستان ایشان مانند سعید.ح، اکبر.گ، عبداله. ن و... مطالب به دور از رعایت اخلاق منتشر می کردند احساس خطر نکرد؟ چرا هنگامی که اکبر.گ (که ایشان در سخنرانی های خود از وی با عنوان دوست بزرگوار یاد کرده است) در خارج از کشور در مقالات خود بدیهی ترین اصول اخلاقی را زیر سوال می برد نگران از بین رفتن اخلاق نشدند؟ سکوت در مقابل بی اخلاقی های جناح خود، و داد زدن در برابر بی اخلاقی های جناح مقابل چه توجیهی دارد؟ به اعتقاد نگارنده، همانطور که استفاده ابزاری از دین صحیح نیست، استفاده ابزاری از اخلاقیات و اصول انسانی برای پیش بردن اهداف جناحی هم ستم به اخلاق است. سوم: آقای میرحسین موسوی می گوید چون در این زمان احساس خطر کرده به میدان آمده است. آیا ایشان در زمان برنامه های نامناسب توسعه در دوران هاشمی و خاتمی که به دلیل غیر بومی بودن و در نظر نگرفتن شرایط خاص ایران، هم به نابسامانی فرهنگی و اجتماعی انجامید و هم آلوده به فساد مالی برخی مسئولان و مدیران بود احساس خطر نمی کرده است؟ البته ایشان پاسخهایی داده است که قانع کننده نبوده و اگر در آینده فرصت شد بدانها هم خواهم پرداخت. چهارم: ایشان موضوع نبود آزادی های مدنی را در دستور کار تبلیغات خود قرار داده است. آیا در دهه 60 و دوران نخست وزیری ایشان آزادی ها محدودتر بود یا اکنون؟ پنجم: کاندیدای یاد شده، کمک به فلسطین و لبنان در سیاست خارجی این دولت را مورد انتقاد قرار داده است. آیا در دوران جنگ تحمیلی که ایشان نخست وزیر بوده است ایران از لبنان حمایت نمی کرده است؟ هدف راقم این سطور بیش از آن که دفاع از دولت کنونی باشد آن است که در صحنه انتخابات، بی اخلاقی های فراوانی(بعضا به نام دفاع از اخلاق) صورت می گیرد که نمی توان از کنار آنها گذشت. ششم: احمدی نژاد نه قهرمان است، نه منجی، نه معجزه هزاره سوم و نه هیچ چیز دیگری از این قبیل؛ حتی می توان نقاط ضعف زیادی را از عملکرد او لیست کرد؛ اما مهم آن است که او دست در لانه زنبورها کرده است. ادامه دارد...
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 17:19 توسط یونس سماوی
|
|
![]() |
|
Powered By Nardeban Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:. |
|