![]() |
|
|
اشاره: اول:با چند تا از بچه ها، موسسه پژوهشهای بنیادین را تاسیس کرده ایم در باب مطالعات غربشناسی. تازه متولد شده است و اولین برنامه عمومی که در آینده نزدیک خواهیم داشت، جلسات بررسی و نقد کتاب خواهد بود که اولین جلسه آن 8/8/88 در کتابخانه امامت در بلوار کشاورز برگزار خواهد شد. کتاب خوب اگر سراغ دارید پیشنهاد دهید.
دوم (جدید/ یکم آبان): مهران حریرچیان، از اهل فرهنگ اصفهان با این دنیا خداحافظی کرد. برای شادی روحش فاتحه ای قرائت کنید. دوستی پیامک زده بود که: «چشمان بینایتان را بر روی معجزه هایی که در هر لحظه پیرامونتان رخ می دهد باز کنید؛ حتی اگر این معجزه، یک ضربه تپش قلبتان باشد.» ما انسان ها به آن چیزهایی که در پیرامونمان هستند، خیلی زود عادت می کنیم حتی اگر شگفت انگیزترین پدیده ها باشند؛ و فعلا بگذریم از این «عادت»، چه بر سر انسان که نمی آورد. لازم نیست برای آن که متعجب شویم، به ستاره ای در چند میلیون سال نوری دورتر از زمین بیندیشیم یا بدانیم جانوری در اعماق جنگلهای آمازون فلان خصوصیت عجیب و غریب را دارد یا فلان گیاه یا جانور... نه! فقط لحظه ای به خود نگاه کنیم که بدنی داریم که اندام های آن بدون اجازه ما مشغول به کارند. این آدمیزادی که می گوید بدنِ «من»، قدرتِ «من»، هوشِ «من»، عمل «من»، فکر «من» و دهها من من دیگر، نه قلبش، نه کبدش، نه کلیه اش، نه دستگاه گوارشش به اجازه او کار نمی کنند. و اگر کمی نوشته های فلاسفه و حکما را هم خوانده باشی، به غیر از این موارد، به آن چه که می پنداری به اختیار خودت انجام می دهی هم شک می کنی! اصولا بدن آن چیزی است که حضرت حق، برای مدتی کوتاه، به انسان اجاره داده است برای آمدن به جایی که نه از او برای آوردنش اجازه گرفته اند و نه برای بردنش...
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 17:53 توسط یونس سماوی
|
|
![]() |
|
Powered By Nardeban Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:. |
|