![]() |
|
|
به تصاویر زیر نگاه کنید. اگر دو طرفی را که در این عکس هستند نمایندگان دو تمدن بدانیم، یعنی آنجلینا جولی را نماینده تمدن مدرن آمریکایی و طرف دیگر را نماینده تمدن های خاورمیانه، به نظر شما انسانهایی که این عکسها را می بینند، کدام سو را بر خواهند گزید؟... ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 15:52 توسط یونس سماوی
|
تاریخ حکمت و فرهنگ ایران با برخی نامها پیوند خورده است؛ نامهایی که اگر نبودند، سیر فرهنگ ایرانی راه دیگری می پیمود و هویت دیگری می یافت. بی تردید یکی از این نامها جلال الدین بلخی است. مولانا بیش از آن که به لحاظ ادبی جای خود را در بین ایرانیان باز کرده باشد، به دلیل عرفان شورمندانه، حکمت جاودانه و شیدایی اشعارش است که مورد توجه قرار گفته است. مثنوی مولانا مجموعه ای از معارف الهی و حکمت - به تعبیر قرآنی آن- است. چنان که خود گفته است، مثنوی اصولِ اصولِ اصول دین است. دیوان شمس نیز تجلی شیدایی عارفی از خود بیخود شده است. مولانا حكمت را به ساده ترین زبان بيان كرده است و بزرگی مولانا را در این حکمتی می توان یافت که بیان داشته و البته، بر اساس مبانی عرفان اسلامی، هیچ کس نمی تواند به بیان این مطالب بپردازد مگر آن که خود نیز اهل حکمت باشد؛ از کوزه همان برون تراود که در اوست. و حکمت به معنای حقیقی کلمه، با بحث و درس بدست نمی آید و نمی توان با فکر کردن و خواندن، تصنعی ادعای آن را داشت. و دیگر آن که هر کسی را یارای آن نیست که این گونه در حال بیخودی به بیان پیچیده ترین مباحث عرفانی- البته به ساده ترین زبان ممکن- بپردازد. می دانیم مولانا برای سرودن اشعار مثنوی، از قبل آنها را آماده نمی کرده است. هر چند اگر این کار را نیز انجام می داد، باز عظمت گوینده را حکایت می کرد.
آه چه بی رنگ و بی نشان که منم... مولانا به مانند همه عرفای این سرزمین «خود»ی در میان نمی بیند. او فنا شده در آن است که در زبان نآمده است...
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 21:47 توسط یونس سماوی
|
اشاره: آخرین باری که با مرحوم مددپور صحبت کردم، بهمن سال ۸۳ بود که برای سخنرانی در دانشگاه صنعتی اصفهان از ایشان دعوت کردم. البته برف سنگینی آمده بود و پروازها لغو شد و جلسه سخنرانی هم برگزار نشد. مددپور از معدود روشنفکرانی است که واقعا در شکل گیری تفکرات من موثر بوده اند. وسعت اطلاعات و به روز بودن او و اینکه می دانست در چه دنیایی زندگی می کند، مثال زدنی بود. او واقعا دنیای مدرن را با تمام جوانب می شناخت و از سوی دیگر، از فرهنگ و فلسفه ایران هم اطلاعات وسیعی داشت. در سایتهای مختلف بخصوص باشگاه اندیشه، از او و درباره او مقالات زیادی وجود دارد. به عنوان نمونه صحبتهای دکتر زرشناس درباره دکتر مددپور را بخوانید. یکی از دغدغه های اندیشمندان معاصر ایران، مساله تجدد و چگونگی تعامل ما ایرانیان با آن است. این مساله به ویژه پس از انقلاب اسلامی، اهمیت خود را بیشتر نشان داده است. یکی از اندیشمندانی که پس از انقلاب و بخصوص از دهه هفتاد به بعد در محافل فکری، اندیشه های قابل توجهی را در این زمینه عرضه کرد، مرحوم دکتر محمد مددپور بود که البته درگذشت ناگهانی ایشان، جامعه فکری ایران را از اندیشه های ارزشمند وی محروم کرد. مددپور از فیلسوفان برجسته معاصر بود و تالیفات وی در زمینه های مختلف، به ویژه در موضوع یاد شده یعنی چگونگی تعامل با تمدن غرب و همچنین فلسفه هنر از جایگاه خاصی برخوردار است. در این مجال مختصر سعی خواهیم کرد اندیشه های وی درباره انقلاب اسلامی را مورد بازبینی و بررسی قرار دهیم. تمدن آماده گر معنوی از دیدگاه مددپور، همه نهضتهای صد ساله اخیر در ایران به نوعی به برخورد ميان تمدن اسلامي و تمدن غربي باز می گردد. انقلاب اسلامی نیز از همین منظر، راهی دوگانه را در پیش دارد. راه اول، بازگشت به مدرنیته به نام اسلام است؛ و راه دوم، گذر از جهان مدرنیته و آماده گری برای گشایش ساحت قدس با تفکری معنوی و پارسایانه که این امری خلاف عادت است و انقلاب اسلامی را متفاوت از همه نهضتهای پیشین در ایران می کند.(ر.ک: انقلاب اسلامی و نظریه پایان تاریخ/محمد مددپور/ص10) از منظر مددپور، راه دوم، فراتر از راه مکتب نجف یا مشروطه اسلامی است که می کوشید با نظام غربی، رفتاری اسلامی داشته باشد و آن را با احکام شریعت تطبیق دهد، چرا که این امر محال و پارادوکسی است که صد سال، مسلمانان را درگیر خود کرده است. اما در صورت طی شدن راه دوم، پرسشهایی بنیادین از وضع علم، تکنولوژی، هنر، آموزش و پرورش، روابط انسانی، طبیعت و محیط زیست مطرح خواهد شد که پاسخگویی بدانها به تمدن آماده گر معنوی می انجامد. این آماده گری، بر اساس تفکرات شیعی، در نسبت با مدینه امام زمان(عج) معنا می یابد. از همین جاست که رویارویی حال و آینده انقلاب اسلامی را باید با پدیده غربگرایی دانست... ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 14:54 توسط یونس سماوی
|
دوست و دشمن بر این نکته اتفاق نظر دارند که انقلاب اسلامی ایران از بزرگترین رخدادهای قرن اخیر است. درک این مهم مستلزم آن است که روزمرگی ما را از موقعیت تاریخی خود غافل نکند. بسیاری از اوقات، درگیری های زندگی روزمره و مشغله آن، انسانها و به تبع آن قومی را از موقعیت تاریخی و حساسی که در آن قرار دارند، غافل می کند. این وضعیت، بخصوص در کشورهایی که وضعیت فرهنگی نابسامانی دارند و بویژه سرانه مطالعه در آنها کم است، بیشتر حس می شود. در حالی که در کشورهایی که سرانه مطالعه افراد جامعه بالاست، این معضل کمتر به چشم می خورد، چرا که مطالعه در زمینه های تاریخی، جامعه شناختی و فلسفی می تواند اندیشه افراد را تغذیه کند و مانع گسست آنها با گذشته شان شود. در چنین جوامعی، افراد خود را در امتداد تاریخِ گذشته و در مسیر آینده ای که خواهد آمد حس می کنند؛ اما اگر این خودآگاهی و اطلاع از تاریخ و فرهنگ گذشته نباشد، افراد خود را منقطع از گذشته حس می کنند و این چیزی جز اکنون زدگی نیست...
+
نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 22:29 توسط یونس سماوی
|
|
![]() |
|
Powered By Nardeban Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:. |
|