![]() |
|
|
بايد ايرانى بودن را دوباره تعريف كنيم اشاره:این پست مصاحبه ای است با دکتر ابراهیم فیاض،دکترای فرهنگ و ارتباطات و استادیاردانشگاه امام صادق.وی شخصیت شناخته شده ای است و نیازی به معرفی ایشان نیست. بخشهایی از صحبتهای آقای فیاض از نظر من قابل قبول نیست اما بخاطر رعایت امانت آنها رادر این پست آورده ام. ضمنا بعضی از قسمتهای مصاحبه مانند بخشهای مربوط به وزارت خارجه به دلیل محدودیت های روزنامه شهرداری به چاپ نرسیدند اما در وبلاگ آورده ام.
من فكر مىكنم ما بايد برگرديم و دوباره از رابطه با خودمان و ايرانى بودن خودمان فكر كنيم. متاسفانه احساس من اين است كه تاريخ و تفكرى كه براى ما ساختهاند به طرز وحشتناكى كليشهاى است و اين تفكر را شرقشناسها براى ما ساختهاند و بعد هم به تبعيّت از آنها، روشنفكران طرفداران آنها اين طرز تفكر را براى ما ساختهاند. در حال حاضر به نظر من وظيفه نسل جديد اين است كه به دنبال منابع اصلى برود... ...يكى از دردهاى بزرگ من اين است كه ما كسانى را در دانشگاه داريم كه مقلّد غرب هستند و خيلى راحت مىگويد من نمايندهى تفكر بودريار در ايران هستم كه آدم از شنيدنش حالت تهوع پيدا مىكند كه تو ايرانى هستى؟! تو بايد نمايندهى يك تفكر ديگر باشى؟! پس خودت چى هستى؟! من كه حالم به هم مىخورد. يك نفر كه مثلاً تابستان مىرود پاريس كتابى را مىخرد و مىآيد اين را يك دور سطحى مىخواند و بعد هم مثل بچههاى دبستانى مىآيد كنفرانس مىدهد و افتخار هم مىكند... ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 9:42 توسط یونس سماوی
|
از سه تار شرقی تا کیبورد مدرن...
دیشب با چند نفر از دوستان رفتیم کنسرت محمد اصفهانی،در تالار وحدت ملک شهر اصفهان. بگذریم از فضای مبتذلی که محمد اصفهانی ایجاد کرده بود، در وسط کنسرت می گفت دست دست! برنامه ای شبیه عروسی! که اصلا در شان یک خواننده موقر نبود. فقط بیان دو موضوعی که به ذهنم رسید: 1) فکرش را بکنید با آهنگ پاپ و دست زدن مردم،محمد اصفهانی این شعر حافظ را بخواند: بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر کز آتش درونم دود از کفن برآید هر باری هم خود اصفهانی مردم را به کف زدن بیشتر تشویق کند !! ای کاش اگر می خواهند مردم را شاد کنند اشعار عارفانه عرفای این مرز و بوم را به ابتذال نکشانند. 2) از هنر مدرن به خوبی می توان به این مطلب پی برد که: « تمامی محصولات دنیای مدرن و ابزارهایی که مولود این تمدن هستند « جهت دار» هستند و در خدمت هر تفکری در نمی آیند.» توضیح آن که: خطای محض است اگر فکر کنیم آلات موسیقی – به مثابه ابزار- مانند گیتار و پرکاشن و کیبورد و... همان گونه در خدمت عرفان شرقی در می آیند که مثلا سه تار و دف و... . بحث فوق به خوبی این موضوع را نمایان می کند که ابزارها در ذات خود جهت دار هستند و در عبارتی کلی تر تمامی محصولات و پدیده های به وجود آمده در یک تمدن جهت دار هستند، هم روح آن تمدن را نشان می دهند و هم بدان دعوت می کنند. اگر این گونه مباحث را عده ای با ادله ی فلسفی نمی پذیرند بهتر است یک بار به کنسرت پاپ بروند و بار دیگر در کنسرتی دیگر پای آواز مثلا شهرام ناظری بنشینند تا به این موضوع پی ببرند. پیشنهاد دیگر: شبی به پاساژهای ساخته شده با معماری مدرن سطح شهر سر بزنید و پس از آن به مدرسه چهارباغ بروید تا تفاوت دو معماری پی ببرید، اولی ناخود آگاه انسان را به دنیاطلبی دعوت می کند و دومی به معنویتی همراه با آرامش.
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 15:24 توسط یونس سماوی
|
نبود نگاه کلان به تاریخ نگاری اشاره :پست ذیل مصاحبه دوستم موسی محمدیان است با سلیمی نمین رییس دفتر مطالعات وتدوین تاریخ ایران. ...نظریه توطئه یعنی نادیده گرفتن همه جنایاتی که انگلیسیها صورت دادند. یعنی ملت ایران هیچکدام از این وقایع را درک نکرده و تنها یک سری مارکسیست در آستانه انقلاب آمدند و گفتند: مردم ایران، امریکاییها بد هستند و شما ضد امریکایی شوید و بعد مردم گفتند چشم! واقعا چنین چیزی است؟! صرف نظر از مارکسیتها، ایرانی ها هیچ مشکلی با امریکا نداشتند؟! این یعنی پاک کردن تمام عملکرد امریکا در ایران و غیر مطلع دانستن مردم از هر آنچه امریکا رد ایران انجام داده است...
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 15:21 توسط یونس سماوی
|
|
![]() |
|
Powered By Nardeban Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:. |
|