![]() |
|
|
... سالگرد 18 تیر را تبریک می گویم. البته این 18 تیر، با آن 18 تیر معروف هیچ ارتباطی ندارد! یعنی اصلا لزومی ندارد درباره آن مطلبی بنویسم.این که چهار تا اصلاح طلب ،چهار تا جوان بی تجربه و کم عقل را حمال رسیدن به اهداف سیاسی خودشان بکنند و چهار تا جوانی هم که کل تفکرشان در چماقشان خلاصه می شود، بزنند این ها را لت و پار کنند، به من چه؟... ... البته می خواهم قبل از آن که علت تبریک هجده تیر را بگویم، کمی درباره اصلاح طلبی و دوران هشت ساله اصلاحات بنویسم.چرا؟ علت این امر آن است که در هفته ها و ماههای اخیر اصلاح طلب ها ،صحبتهایی مطرح نموده اند که... ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 8:35 توسط یونس سماوی
|
هاشمی رفسنجانی در بازدید از مجتمع فرهنگی – مذهبی قاسم ابن الحسن (ع)گفته است:«... امروز نظام تبیین شده است و تجربه بسیار ارزشمندی داریم که چیزی بدیع در دنیا محسوب می شود و وظیفه نسل امروز بسیار مهم است. ما نباید به هیچ قیمتی گذشته تاریخ انقلاب را زیر سئوال ببریم.» و نیز: «... در این دوره کوتاه ربع قرنی، اگر نواقصی هم باشد کسی حق ندارد این همه عظمت و افتخار را زیر سئوال ببرد.» اگر چه از کوچک ترین اشاره ای که به معنای تایید هاشمی رفسنجانی باشد، ابا دارم اما به نظر من به دو دلیل این صحبتهای وی قابل قبول است. نخست آن که دولت نهم در نفی گذشته راه افراط را می پیماید و چنان وانمود می کند که در سالهای گذشته هیچ پیشرفتی در کشور صورت نگرفته است.در حالی که چنین نظری کاملا خلاف واقعیت و آمار موجود است و بسیاری از طرحهایی که توسط دولت فعلی مورد بهره برداری می رسد در زمان دولتهای قبل ساخته شده اند- کاملا یا در صدی از آنها- و بیان این گونه نظرات، بر خلاف اصولگرایی ِ به معنای حقیقی کلمه است. دوم آن که بیان این مطلب که گویی شانزده سال از انقلاب کاملا به هدر رفته ،تاثیر روانی نامطلوبی بر مردم می تواند داشته باشد. اگر چه در شانزده سال گذشته اشتباهات فاحشی در عملکرد دولت ها وجود داشته است و من شمایی از دوران سیاه اصلاحات را در مطلبی که درباره 18 تیر در این وبلاگ خواهم گذاشت،آورده ام- اگر چه قصد نداشتم در این باره مطلبی بنویسم- اما نباید این موضوع را در نظر داشت که حتی در همان دوران پر هرج ومرج هم، بودند مدیرانی که به دور از هیاهوها به سازندگی در این کشور مشغول بودند. درست است که در آن دوران ،بسیاری از مدیران بخصوص در سطوح میانی انسانهایی متعهد به کشور نبودند، اما آیا صدر تا ذیل مدیران و دست اندرکاران را می توان زیر سوال برد؟ چندان منطقی به نظر نمی رسد. شاید یکی از علل ارائه تحلیل هایی که هیچ چیز از گذشته را تایید نمی کند « ذهن گرایی» بیش از حد جامعه ما باشد. نگاه علمی و با تکیه بر آمار و گزارش امور کشور بر اساس آنها، ما را به سمت « واقع بینی» بیشتر سوق خواهد داد. بدترین حالت روانی ممکن برای یک جامعه آن است که احساس کند سالیان سال از گذشته او بی ثمر و بی حاصل بوده است. این موضوعی است که دستگاه های تبلیغاتی دولت نهم از آن غفلت می کنند.
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 10:39 توسط یونس سماوی
|
چون این مقاله برایم جالب بود، عینا در اینجا آوردم. به قلم:صدرا مجد فقط كوه ادعائيم چقدر ناگهاني بود؟ يكدفعه مردمي كه بدون هيچ واهمهاي مايعي ارزانتر از آبمعدني را دود ميكردند بايد خود را كنترل كنند. جدا چقدر سخت است. مردمي كه هيچوقت مديريت را ياد نگرفته اند حالا بايد براي سادهترين امور زندگييشان يعني رفت و آمد برنامهريزي كنند. ديگر سر كوچه ماست خريدن با ماشين تعطيل است و مسافرتهاي چندين روزه هم. مصرف كردن بيش از Norm جهاني كار سادهاي نيست كه اين هم فقط از دست ايرانيها بر ميآيد حالا فرق نميكند اين مصرف گاز باشد يا آب ، برق باشد يا بنزين. گويا در دين ما به ما آموختهاند مصرف كنيد و تا ميتوانيد اسراف ! يادتان هست مصوبه مجلس را كه از اول خرداد بنزين را 20تومان گران كرد؟ يادتان هست صفهاي وحشتناك شبانه پمپ بنزينها را كه فقط براي 800تومان ايجاد شده بود ؛ پر كردن يك باك 40ليتري با بنزين 80 توماني بجاي 100 توماني يعني 40 ضربدر 20 تومان. و حالا صفهاي شلوغتر و وحشيانهتر در عرض 2-3ساعت ، بعضیها هم منتظر فرصتی برای اعتراض به اوضاع گذشته و حال مملکت یا منتظر زمانی برای آنارشی ، آتش زدن و غارت اموال عمومی و بانکها. ما ایرانیها، در برابر هر تغییری مقاومت می کنیم و به راحتی آن را نمیپذیریم. نميخواهم بگويم سهميهبندي خوب بود يا نه؟ بحث اين نيست كه بجاي اجبار خودروسازان تنبل داخلي به توليد خودرو كممصرف داريم به مصرفكننده فشار ميآوريم. بحث ، بحث خودمان است. عكسالعمل شخصيتي ما نسبت به يك تصميم كه درست يا نادرست براي همه شهروندان و همميهنان ما گرفته شده. خدا فرداي آن روز به ما رحم کند كه تحريم شويم، جماعتی که تنها برای یک روز دارند با قمقمه و نوشابه خانواده بنزین جمع آوری میکنند و به روی هم چاقو میکشند و فروشگاه شهروند را مورد غارت قرار میدهند موقع جنگ و تحریم چه خواهند کرد؟ قطعا با تمام وجود شخصیتشان را به دولتمردانشان نشان خواهند داد. دولتمردان ما به پشتوانه ما ميخواهند از حقوق مسلممان دفاع كنند؟ چقدر حقیر شدیم در این سال ها. چقدر بیشخصیت شدیم همین روزها. متاسفانه در اخلاق نه اسلامی هستیم، نه انسانی و نه ایرانی... فقط کوه ادعاییم!
به نقل از: مجله الکترونیکی اکسیر
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 14:28 توسط یونس سماوی
|
امشب بخش خبری 20:30 را که دیدم و خبری که درباره علی افشاری و محسن سازگارا پخش کرد، یاد اوائل سالهای دانشجویی خودم افتادم یعنی سالهای 77 و 78 ؛ همین من را تحریک کرد برای نوشتن این پست و نوشتن مطالبی که به مناسبت دوم خرداد می خواستم بنویسم ولی فرصت نکردم. – و هم برای 18تیر در آینده. مقایسه ای کردم بین امروز این افراد با گذشته آنها. امروز دیگر،آنها در لباس اپوزیسیون و حمال آمریکایی ها در جنگ روانی علیه ایران کاملا شناخته شده هستند اما هشت، نه سال پیش در دورانی که نسل ما اوائل دانشجویی را می گذراندند، افشاری فعال دانشجویی بود و سازگارا یک روشنفکر شیک و خوش تیپ که با افاضات خود قصد اصلاحات داشتند. و اصلاح طلب ها با چه وقاحتی این افتضاحات را به روی مبارک نمی آورند. ( این را هم در پرانتز بگویم که این افراد هالوهای اصلاح طلب هستند و گرنه مانند بسیاری دیگر، دم به تله نمی دادند) بچه هایی که آن سالهای پر التهاب پس از ۷۶را بخاطر دارند، می فهمند من از چه حرف می زنم. ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه نهم تیر 1386ساعت 23:51 توسط یونس سماوی
|
نگاهی به کتاب المحجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء اثر مولی فیض کاشانی غزالی هدف خود از تالیف کتاب احیاء را این چنین بیان می کند:« بیماری[های روحی]، انبوه مردم را فرا گرفته است و... این بدان سبب است که در توجه به اهداف بلند دین کوتاهی می کنند... راهنمایان این راه[سعادت] ،علمایی هستند که وارثان پیامبرانند، و عصر ما از وجود چنین دانشمندانی تهی است؛ از آنان جز شماری که مایه آنها اندک است به جای نمانده و شیطان بر بسیاری از آنها چیره شده و سر به طغیان برداشته اند ... معروف را منکر و منکر را معروف می بینند، تا آن حد که دانش دین کهنه گشته و نشانه های هدایت از سراسر جهان زدوده شده است، و به مردم چنان وانمود کرده اند که دانش دین منحصر است به : اول: احکام قضا ودادرسی.... دوم: دانش جدل که فخرفروشان آن را وسیله ای برای چیرگی بر حریفان و خاموش کردن آنان قرار می دهند. سوم: بیان مسجع وموزون که واعظان با استفاده از آن عوام را می فریبند. این که دانش دین را به اینها منحصر کرده اند برای این است که جز اینها وسیله دیگری برای شکار عوام و به دست آوردن مال حرام و کسب ثروت نیافته اند. اما دانش راه آخرت ... بکلی فراموش شده است... و چون این غفلت برای دین رخنه ای بزرگ و رخدادی ناگوار است به منظور احیاء علوم دین و... نگارش این کتاب را مهم وضروری دیدم.» (باتلخیص) فیض این بخش از نوشته های غزالی را به نشانه تایید، نقل قول می کند و می گوید زمانه خود او نیز این گونه است و کتاب احیاء را- البته با پیرایش و افزودن سخنان ائمه- برای زمانه خود مفید ارزیابی می کند.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه دوم تیر 1386ساعت 14:49 توسط یونس سماوی
|
|
![]() |
|
Powered By Nardeban Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:. |
|