تبليغاتX
یونس در اقیانوس
 

 

اشاره:

متن زیر حاصل گفت و گوی صمیمانه ای است که من و محمد سجادزاده چندی پیش با پروفسور حمید مولانا داشتیم. اگر چه این مصاحبه پیش از وقایع چند ماهه اخیر و تاکید رهبر انقلاب مبنی بر ضرورت بازنگری در علوم انسانی انجام شده اما حاوی نکات ارزنده و قابل توجهی در این زمینه می باشد که نشانگر آینده نگری پروفسور مولانا دارد.

- آقای دکتر، با توجه به بحث جهانی شدن و سرازیر شدن فرهنگ مدرن از کشورهای توسعه یافته به کشورهای دیگر از جمله ایران، آیا می توان پیش بینی کرد که مردم دنیا در آینده نه چندان دور، دارای فرهنگی واحد متاثر از دنیای مدرن باشند؟   

- بدون شک دنیا در حال تغییر، و تحولات زیادی در حال رخ دادن هستند. من قبول دارم که تحولات سیاسی، اقتصادی و تکنولوژیک به دنبال خود تاثیرات اجتماعی و فرهنگی به جای می گذارند اما با این حال، من بسیاری از تغییرات را تغییرات ظاهری و فیزیکی می دانم و نه لزوما فکری. مثلا در تمام دنیا ممکن است شلوار جین آمریکایی بپوشند اما این دلیل آن نیست که آمریکایی هم فکر می کنند حتی ممکن است بسیاری از آنها ضد آمریکایی فکر کنند. این موضوع مانند آن است که ما در قطب فقط یخهای فراوان را ببینیم اما از جریان آب زیر یخ ها که جانداران و ماهی ها در آن زندگی می کنند بی خبر باشیم. در بحث «جهانی سازی» یک عده ای با انگیزه های سیاسی و اقتصادی گفتند یک فرهنگ جهانی دارد به وجود می آید ولی به نظر من به لحاظ عینی چنین فرهنگ جهانی ای وجود ندارد. حتی اگر در تمام دنیا همه دارند مثل هم لباس می پوشند، مثل هم غذا می خورند و حتی مثل هم موسیقی گوش می دهند، دلیل اینکه مثل هم فکر می کنند نیست چه رسد به اینکه ما نتوانیم جلوی این فرهنگ و فکر را بگیریم.

 

- اما به نظر می رسد نوعی فکر و علاقه مشترک در تمام جوامع، در حال شکل گیری است. به عنوان مثال، همه می خواهند به سبک جوامع مدرن زندگی کنند و مانند آنها زندگی خود را سامان دهند و همین فکر و علاقه مشترک است که باعث شده است بسیاری از نخبگان جهان سوم، آرزوی زندگی در اروپا و حتی خود اروپایی ها علاقمند به زندگی در ایالات متحده باشند.  

- بله قبول دارم که از قرن نوزدهم نوعی فرهنگ بورژوآ به وجود آمده است که خصوصیات خاصی دارد مثلا مصرف گراست؛ البته بورژوآ را به معنای مارکسیستی نمی گویم. در این طبقه بورژوآ، آریستوکرات هست، آریستوکرات قدیمی هست، طبقه متوسط هست و طبقه پایین هم وجود دارد که می خواهد به آنها برسد. این طبقه بورژوآ فکر خاص خود را هم دارد مثلا می خواهد از لذایذ دنیا به خوبی استفاده کند؛ این طرز تفکر، پول در آوردن و مصرف گرایی و انباشت ثروت را بد نمی داند؛ و البته این انباشت ثروت با خود فرهنگ خاصی را به وجود می آورد مثلا از نظر آنها پُر کاری، اخلاقی نیک محسوب می شود. در فلسفه و اخلاق لیبرالیستی، در این موارد صحبت شده است و امثال ماکس وبر و دورکیم و... راجع به آن صحبت کرده اند. ولی در اینجا من نکته ای را عرض کنم؛ علوم انسانی و اجتماعی که در غرب به وجود آمده است، آن چیزهایی را مورد اعتنا قرار می دهد که قابل اندازه گیری باشد. این علوم، آن پارامترهایی را که قابل اندازه گیری نیستند نمی تواند مورد توجه قرار دهد؛ فکر دیگران نیز از آن چیزهایی است که قابل اندازه گیری نیست. این که انسانها چه جهانبینی ای دارند، با اضطرابهای خود چگونه برخورد می کنند و مسایل خود را چگونه حل می کنند، با اندازه گیری های علوم انسانی امروز قابل تحلیل نیست. به همین دلیل، دانشمندان علوم انسانی بسیاری از وقایع را نمی توانند پیش بینی کنند. مثالی می زنم. انقلاب اسلامی ایران، بزرگترین آزمایش در قرن اخیر برای علوم انسانی غرب بود که از آن سربلند بیرون نیامد چرا که نتوانست آن را پیش بینی کند. قبل از انقلاب اسلامی، بسیاری از مردم لباسشان عوض شده بود، کراوات می زدند، شصت هزار دانشجوی ایرانی در آمریکا بودند، چمران، لاریجانی، حمید مولانا و... در آنجا تحصیل می کردند. به ظواهر ما هم که نگاه می کردند، فکر می کردند ما آمریکایی شده ایم. اصلا کسی ظاهر مرا می دید می گفت مولانا ایران و اسلام را فراموش کرده است! اما واقعا این طور بود؟ نه! فکر ما عوض نشده بود. حتی پیش از انقلاب اسلامی که من آن را پیش بینی می کردم، بسیاری در آمریکا تعجب می کردند و می گفتند شما که دهها سال است در آمریکا زندگی می کنی، چطور چنین حرفهایی می زنی؟ علت این حرفها این بود که ظاهر من را می دیدند و انتظار داشتند که غربی فکر کنم؛ یا مثلا فکر نمی کردند کسی مثل چمران که در دانشگاههای بزرگ آمریکا مثل برکلی و کالیفرنیا درس خوانده، به لبنان برود و به انقلابیون بپیوندد. اینها مسائلی بود که دانشمندان علوم انسانی غرب نمی دیدند و ناگهان با پدیده انقلاب اسلامی مواجه شدند...


ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 19:12 توسط یونس سماوی |





 

...درتاریکی ها ندا داد که معبودى نیست جزتو ...
پس ندايش را اجابت كرديم و از اندوه نجاتش داديم ...

-----------×××--------

گاه نوشته‌های یونس سماوی
(علی رضا مکاریان پور)

----------×××--------

مقالاتی که از دیگران در این وبلاگ منتشر می شوند و نیز مطالب بیان شده در مصاحبه ها لزوما دیدگاه یونس سماوی نمی باشند و نظر به رعایت امانت منتشر می شوند.






صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

 

آوینی سید مرتضی
اکسیر
اینجانبودن
پارک ممنوع و الا پنچر می شوید
تسنيــــــم، چشمه‌ي بهشتي
تله پاتی
توهم
جایی برای بودن
خبرنگار افتخاری نیویورک تایمز
درباره مسائل مهم
روایت عشق
شاهد بیاورم..؟
قرارگاه
کوچه صداقت
گذرگاه
ما و خودمان
مسک
معماریان محمد
میرزاقلی خان راپورتچی
نفسانیات یک من
هابیل
یادداشت های بزبز قندی
یکی از مخلوقات خدا

 

 

اهميت اجتناب ناپذير دولت‌هاي توسعه‌گرا/ پيتر ايوانز
عكس هاي برتر نشنال جئوگرافيك
مکاشفه‌‌ای که در شب 12 بهمن شعار مردم اصفهان شد
مناظره عبدالرضا داوری و صادق زیباکلام
دیدار هاشمی با آیت الله سیستانی
قطعاتی پراکنده تقدیم به مقام محترم ولایت فقیه/ محمد نورالهی
باز اين چه شورش است مگر محشر آمده؟/ شعري از سعيد بيابانكي
ابتكارات فلسفي صدرالمتألهين (1)/ سيد محمد انتظام
گزارش ساواک در باره انعکاس خبر ديدار فرح با آيت الله العظمي خويي/ رسول‌ جعفريان‌
پيامدهاى تربيتى نظريه حركت جوهرى
تأثير تلقّي صدرايي از نفس انساني در حل معضلات فلسفه اسلامي
انقلاب های رنگی، ستون پنجم ناتو، اسب تروا/ گلوبال ریسرچ
تکنولوژي به عنوان پديده‌اي فلسفي/ آرنولد گلن
شخصيت كشي و شخصيت سازي/ پروفسور حميد مولانا
به یک سوم زنان ارتشی آمریکا تجاوز می‌شود

 

 

آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385


 

Site Meter


Powered By Nardeban Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:.