تبليغاتX
یونس در اقیانوس
 

 

با این موضع گیری های بی منطق سران دوم خردادی مانند:

- بیانیه های آتشین و چریک مآبانه (ادبیاتی که دوران آن در این کشور گذشته است.)؛

- خود را به جای منتقد حکومت جمهوری اسلامی جا زدن (در حالی که سالیان سال خود عهده دار حکومت بوده اند و اگر مشکلاتی هست، پس خود آنها هم در این مشکلات، دستی دارند)؛

- ادعای پیروی از خط امام، و حرکت کردن در جهتی مخالف نظرات امام؛

- دروغ گویی؛

- در نظر نگرفتن مصالح ملی و تحریک به آشوب و اغتشاش؛

- نادیده گرفتن مخالفان و حقوق آنها (آن هم کسانی که وقتی قدرت دستشان بود، مدعی جامعه مدنی بودند): دیگر هر کسی دنبال این آقایان راه بیفتد، یا هالو است یا مغرض.

و البته این به معنای پذیرش تمام و کمال طرف مقابل نیست.  

 


+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 23:58 توسط یونس سماوی |





اشاره:

اول: نقد و بررسی کتاب بحران دنیای متجدد اثر رنه گنون، در چهار جلسه، جمعه های ماه آبان (ساعت 10 صبح) برگزار می شود. مکان آن هم کتابخانه امامت در بلوار کشاورزی است.

 

دوم: متن زیر تحلیل کوتاهی است بر وجوهی از اتفاقات پس از انتخابات. اکنون که زمان گذشته است و از دور به آن وقایع می نگریم، کمی بهتر می توانیم تحلیل کنیم. اگر چه برای تحلیل تمامی وجوه این رخداد، زمان فرا نرسیده است.

 

وقایع چند ماه گذشته، مرا در دیدگاهی که داشتم راسخ تر کرد:«مشکل ما اقتصاد نیست.»

سالها به دوستانی که با آنها گپ و گفت وگو داریم می گفتم که به دور و اطراف خود نگاه کنید، اکثر کسانی که دلشان به دنبال آرمانهای انسانی است، مردمی نیستند که فارغ از مشکلات اقتصادی باشند؛ کافی است نگاهی بیندازیم به آدمهای بالا شهر که در پول غرقند اما در طول سال نه یک کتاب می خوانند، نه سری به یک محفل فرهنگی یا دینی می زنند و نه دغدغه عدالت دارند و نه هیچ آرمان انسانی دیگر.

از میان تمام ارزشهای انسانی فقط به «آزادی» می اندیشند که آن هم معمولا ته قضیه که در بیاوری می بینی داغ هستند که چرا ایران کنارِ دریای دوبی یا آنتالیا ندارد. هر چقدر هم مخالفانِ نظر من، با ژست روشنفکرانه، تمایلات خود را پنهان کنند، آشکار است که آزادی مورد نظر اینان، که همان آزادی پدید آمده در دنیای مدرن است، با بی بند و باری عجین شده است.

و از سوی دیگر، کافی است سری به کتاب فروشی بزنی تا ببینی آنهایی که کتاب می خرند معمولا وقتی از در کتابفروشی بیرون می روند، کف جیب خود را جارو کرده اند! یا به یک محفل دینی یا فرهنگی سر بزنید تا بینید معمولا انسانهای از طبقه متوسط هستند نه طبقه مرفه.

مشکل نبود «تفکر» است نه پول. و البته این مشکل بی فکری، در این سر طیف یعنی در بین معتقدان به انقلاب هم خود را نشان داده است. که اگر نبود، با یک واقعه سردرگم نمی شدند. در این اتفاقات اخیر، اتفاق جدید و خاص یا غیر منتظره ای رخ نداد. تمامی این اتفاقات، با توجه به وضعیت فکری و اجتماعی جامعه ما قابل پیش بینی بود؛ فقط آتشی بود زیر خاکستر که خود را نشان داد.

آیا قابل پیش بینی نبود که اهل سیاست و فکر مترفِ اشرافی که پس از پایان جنگ و فوت امام، بازگشت به جامعه جهانی را در سر می پروراندند و به فکر جامعه سکولار بودند تا جاده ی پیش روی خود را صاف کنند، در تقابل با تفکر اسلام سیاسی قرار گیرند؟

برخی افراد هم از خشونتهای پس از انتخابات شگفت زده شده اند. این موضوع هم هیچ جای تعجب نداشته و ندارد؛ آنچه جای شگفتی دارد آن است که برخی دوستان که فلسفه، رسانه، جامعه شناسی و... خوانده اند از این اتفاقات تعجب کرده اند. انتظاری غیر از این داشته اند؟

اما از دید نگارنده این سطور، در جامعه ای که حجت الاسلام الف در تهران یا آیت اله ب در اصفهان یا قم یا مشهد و... سالیان سال به تحریک پامنبری های عوام خود مشغول هستند، کاملا عادی است که تنها راهکار برخورد با مخالفان، خشونت باشد. (بماند که این آقایان، عوام را در عوامی نگه می دارند و به فکر ارتقای فکری آنها نیستند چرا که مردم در عوامی بمانند، سر به راه تر هستند.)  

آینده کشور فقط و فقط با اندیشه ورزی متالهانه و البته بدون نفس پرستی (درباره این شرط دوم یعنی نفس پرستی در آینده خواهم نوشت.) قابل تبیین و تحلیل دقیق خواهد بود و ایمان دارم که آنهایی که اندیشه خود را سامان نداده اند، در تبیین تحولات آینده کشور بیش ازین مشکل خواهند داشت. و البته می دانم آنهایی که خود را به تفکر نظام مند عادت نداده اند، کمبود آن را حس نمی کنند و معمولا اندیشه و اندیشه ورزی را از آن گونه تجملاتی می دانند که با نبود آن هم می توان زندگی را جلو برد.

و از سوی دیگر، آنهایی که دل به آینده این انقلاب سپرده اند، به جای آن که به انتقادات مقطعی و بیان این مشکل و آن مشکل، و عملکرد بد این مسئول و آن مسئول بپردازند، باید به فکر تدوین منظومه فکری ای باشند که که بتواند رخدادهایی مثل اتفاقات پس از انتخابات را، بدون غافلگیری، حل و هضم نماید.     


+ نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 22:59 توسط یونس سماوی |





اشاره:

اول:با چند تا از بچه ها، موسسه پژوهشهای بنیادین را تاسیس کرده ایم در باب مطالعات غربشناسی. تازه متولد شده است و اولین برنامه عمومی که در آینده نزدیک خواهیم داشت، جلسات بررسی و نقد کتاب خواهد بود که اولین جلسه آن 8/8/88 در کتابخانه امامت در بلوار کشاورز برگزار خواهد شد. کتاب خوب اگر سراغ دارید پیشنهاد دهید.

 

دوم (جدید/ یکم آبان): مهران حریرچیان، از اهل فرهنگ اصفهان با این دنیا خداحافظی کرد. برای شادی روحش فاتحه ای قرائت کنید.

 

دوستی پیامک زده بود که: «چشمان بینایتان را بر روی معجزه هایی که در هر لحظه پیرامونتان رخ می دهد باز کنید؛ حتی اگر این معجزه، یک ضربه تپش قلبتان باشد.»

ما انسان ها به آن چیزهایی که در پیرامونمان هستند، خیلی زود عادت می کنیم حتی اگر شگفت انگیزترین پدیده ها باشند؛ و فعلا بگذریم از این «عادت»، چه بر سر انسان که نمی آورد.

لازم نیست برای آن که متعجب شویم، به ستاره ای در چند میلیون سال نوری دورتر از زمین بیندیشیم یا بدانیم جانوری در اعماق جنگلهای آمازون فلان خصوصیت عجیب و غریب را دارد یا فلان گیاه یا جانور... نه! فقط لحظه ای به خود نگاه کنیم که بدنی داریم که اندام های آن بدون اجازه ما مشغول به کارند.

این آدمیزادی که می گوید بدنِ «من»، قدرتِ «من»، هوشِ «من»، عمل «من»، فکر «من» و دهها من من دیگر، نه قلبش، نه کبدش، نه کلیه اش، نه دستگاه گوارشش به اجازه او کار نمی کنند.

و اگر کمی نوشته های فلاسفه و حکما را هم خوانده باشی، به غیر از این موارد، به آن چه که می پنداری به اختیار خودت انجام می دهی هم شک می کنی!

اصولا بدن آن چیزی است که حضرت حق، برای مدتی کوتاه، به انسان اجاره داده است برای آمدن به جایی که نه از او برای آوردنش اجازه گرفته اند و نه برای بردنش...


+ نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 17:53 توسط یونس سماوی |





 

...درتاریکی ها ندا داد که معبودى نیست جزتو ...
پس ندايش را اجابت كرديم و از اندوه نجاتش داديم ...

-----------×××--------

گاه نوشته‌های یونس سماوی
(علی رضا مکاریان پور)

----------×××--------

مقالاتی که از دیگران در این وبلاگ منتشر می شوند و نیز مطالب بیان شده در مصاحبه ها لزوما دیدگاه یونس سماوی نمی باشند و نظر به رعایت امانت منتشر می شوند.






صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

 

آوینی سید مرتضی
اکسیر
اینجانبودن
پارک ممنوع و الا پنچر می شوید
تسنيــــــم، چشمه‌ي بهشتي
تله پاتی
توهم
جایی برای بودن
خبرنگار افتخاری نیویورک تایمز
درباره مسائل مهم
روایت عشق
شاهد بیاورم..؟
قرارگاه
گذرگاه
ما و خودمان
مسک
معماریان محمد
میرزاقلی خان راپورتچی
نفسانیات یک من
هابیل
یادداشت های بزبز قندی

 

 

آيينه فرهنگ پرافتخار ايران اسلامي كدام است؟/ محمد رضا زائري
هشدار؛ قاچاق کراک فقط در ایران
پولدار‎ها چه كار مي‎كنند و چه مي‎خرند؟!/ محمد جواد رفيع پور
اینجا کانادا است؟
انقلاب‌هاي رنگي: ديدگاه مسكو و پكن(1)/ جین ال ویلسون
نکاتی که درباره ی پدرانمان باید بدانیم!
گزارش تصويري: فقرای میلیاردر!
سنت‌، تجدد، پساتجدد ؛ جلسه اول - 1
عقل شخص مسلمـان تمـام نیست، مگر ایـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد
روحم به چشم آمد و جانم به لب رسید/ عليرضا قزوه
میرحسین درخدمت غرب قرارگرفته است/ گفت و گو با سلیمی نمین
اشتباهات روشنفكران ديني و مشكل مشترك همه روشنفكران/ گفتگو با دکتر صادق زيباكلام
ليبراسيون: ايران مي‌خواهد بدون هرگونه امتيازدهي به مذاكرات ادامه دهد
عبور گلوله از غنچه گل رز
شعر و شرع و عرش/ گفت‌وگو با استاد علی معلم

 

 

آبان 1388
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385


 

Site Meter


Powered By Nardeban Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:.